محمد مهدى ملايرى
151
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در كتاب ديگر خود به نام « اخبار الزمان » آورده بوده يكى را هم در موضوع « اصل و تبار متصديان امور اسبهاى شاه و كسانى كه در زمان هر شاهى در جنگها متصدى اين امر بودهاند « 1 » ذكر كرده است كه معلوم مىشود سرپرستى امر پرورش و تربيت اسب و ادارهء امور مربوط به آن را چندان قدر و اعتبار بوده كه متصدى آن را از بزرگان و نامآوران قابل ذكر در تاريخها برمىگزيدهاند . و اينكه در جنگها براى ادارهء امور اسبها دستگاه خاصى داشتهاند كه سرپرستى آن را يكى از بزرگان برعهده داشته و از اينجا قلمرو و وظايف اين دو هم تا حدى معلوم مىگردد . فردوسى از بزرگى بنام زاد فرخ نام مىبرد كه آخور سالار بوده و نزد شاه قرب و منزلتى داشته است : يكى كهترى نام بردار بود * كه بر آخور اسب سالار بود كجا زاد فرخ بدى نام او * همه شادى شاه بدكام او ( ج 5 - ص 18 ) . يعقوبى در تاريخ خود ضمن كارهايى كه خسرو انوشروان براى تنظيم كار ديوانها انجام داده از تنظيم دفترى نام برده كه اختصاص به نشانهگذارى چهارپايان يا اسبان داشته « 2 » و در واقع قسمتى از وظايف اين ديوان را مشخص مىساخته است . نشانهگذارى چهارپايان معمولا با داغ كردن آنها صورت مىگرفته كه پيوسته در ايران - چه پيش از اسلام و چه در دوران اسلامى - در فصل بهار با رسم و آيينى خاص برگزار مىشده است . در ادبيات فارسى اسلامى قصيده معروف فرخى سيستانى با مطلع : چون پرند نيلگون بر روى پوشد مرغزار * پرنيان هفت رنگ اندر سرآرد كوهسار كه در وصف داغگاه شاه غزنوى است ، شمهاى از اين رسوم و آيينها را روشن مىسازد .
--> ( 1 ) . « انساب اصحاب خيل الملك و من كن على خيل كل ملك منهم فى الحروب » ( مروج الذهب ، ج 1 ، ص 226 ) . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 165 .